تبليغاتX
غریبانه

 

 

گفتمش نقاش را نقشی بکش از زندگی ........ با قلم نقش حبابی بر لب دریا کشید

 

گفتمش چون می کشی تصویر مردان خدا ........ تک درختی در بیابان یکه و تنها کشید

 

گفتمش نامردمان این زمان را نقش کن ..... عکس یک خنجرزپشت سر پی مولا کشید

 

گفتمش راهی بکش کان ره رساند مقصدم ..... راه عشق و عاشقی و مستی ونجوا کشید

 

مدد ارباب حسین

 

گفتمش تصویری از لیلی ومجنون رابکش ...... عکس حیدر(ع) در کنار حضرت زهرا(س)کشید

 

گفتمش بر روی کاغذ عشق را تصویر کن .............. در بیابان بلا، تصویر یک سقا کشید

 

گفتمش از غربت ومظلومی ومحنت بکش ........... فکر کرد و چهار قبر خاکی از طه کشید

 

گفتمش سختی ودرد وآه گشته حاصلم ....... گریه کردآهی کشید وزینب کبری(س) کشید

 

گفتمش درد دلم را با که گویم ای رفیق ...... عکس مهدی(عج) راکشید و به چه بس زیبا کشید

 

گفتمش ترسیم کن تصویری از روی حسین(ع) ..... گفت این یک را بباید خالق یکتا کشید

 

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386ساعت 12:22  توسط فاطمه | 

 

 

در محرم سینه ها غرق ملالی دیگر است
جاری از چل چشمه دلها زلالی دیگر است

با حلولش برنخیزد جز فغان از عاشقان
طاق ابروی محرم را هلالی دیگر است

بس که لحظه لحظه هایش سرخ و عاشورایی است
سیر شیون کردنش امر محالی دیگر است

لحظه ای با لحظه هایش اشک حرمان ریختن
نیست ناممکن ولی محتاج حالی دیگر است

ماتمش اطفال را سازد چو زالان سوگوار
در غمش هر شیرخواری شیر زالی دیگر است

چند روزی با علم نی اسبها را هی کنند
کودکان را در محرم قیل و قالی دیگر است

هیچ کس چون ما نگیرد ماتم این ماه را
با محرم شیعیان را اتصالی دیگر است

تشنه یک سینه ی سیرم، مرا بسمل کنید
بال بال مرغ بسمل، بال بالی دیگر است

عزتی گرهست جز" هیهات منَ الذِله" نیست
درس عشق آموختن کسب کمالی دیگر است

هرچه داریم از حسین(ع) و عشق او داریم ما
هرچه داریم از ابولفضل(ع) با وفا داریم ما

هرچه داریم از شیر زن کربلا داریم ما

 

پس بیاید جان و دل را عاشورایی کنیم

در عزای عزیز زهرا(س) سوگواری کنیم

 

 

  

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم دی 1386ساعت 13:11  توسط فاطمه | 

 

بار الها!

 

در پيشگاه تو ايستاده ام و دستهايم را به سوي تو بلند كرده ام.

 

آگاهم كه در بندگي ات كوتاهي نموده و در فرمانبرداري ات سستي كرده ام.

 

اگر راه حيا را مي پيمودم از خواستن و دعا كردن مي ترسيدم ولي...

 

آنگاه كه شنيدم گناهكاران را به درگاهت فرامي خواني و آنان را به بخشش نيكو و ثواب وعده مي دهي.

 

براي پيروي ندايت آمده ام و به مهرباني هاي مهربانترين مهربانان پناه آورده ام.

 

مناجات

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم دی 1386ساعت 10:29  توسط فاطمه | 
 

پروردگارا!
آنگاه که نسیم مهربان اذان فضا را عطر آگین میکند گویی آوای فرشتگان را می شنویم

و باغ احساسمان با نیلوفر ان منابر شکوفا می شود و نیایش سبز بیداری ما را به سوی تو فرا می خواند

 و تمام لحظه هایمان از همه چیز و همه کس تهی می گردد تا تنها از آن تو باشیم پس هیچ گاه لحظه

های آسمانی اذان را از ما مگیر .


خدايا به من زيستني عطا کن که در لحظه مرگ بر بي ثمري لحظه اي که براي زيستن گذشته است

حسرت نخورم ومردني عطا کن که بر بيهودگي اش سوگوار نباشم


خداوندا عطا فرما:


آرامشی تا بپذیرم آنچه را نمیتوانم تغییر دهم


شهامتی تا تغییر دهم آنچه را که میتوانم


دانشی تا بدانم تفاوت آن دو را


مرا فهم ده تا متوقع نباشم دنیا و مردم آن مطابق میل من رفتار کنند


 

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم دی 1386ساعت 19:35  توسط فاطمه |