![]() |
![]() |
|
|
گفتمش نقاش را نقشی بکش از زندگی ........ با قلم نقش حبابی بر لب دریا کشید گفتمش چون می کشی تصویر مردان خدا ........ تک درختی در بیابان یکه و تنها کشید گفتمش نامردمان این زمان را نقش کن ..... عکس یک خنجرزپشت سر پی مولا کشید گفتمش راهی بکش کان ره رساند مقصدم ..... راه عشق و عاشقی و مستی ونجوا کشید
گفتمش تصویری از لیلی ومجنون رابکش ...... عکس حیدر(ع) در کنار حضرت زهرا(س)کشید گفتمش بر روی کاغذ عشق را تصویر کن .............. در بیابان بلا، تصویر یک سقا کشید گفتمش از غربت ومظلومی ومحنت بکش ........... فکر کرد و چهار قبر خاکی از طه کشید گفتمش سختی ودرد وآه گشته حاصلم ....... گریه کردآهی کشید وزینب کبری(س) کشید گفتمش درد دلم را با که گویم ای رفیق ...... عکس مهدی(عج) راکشید و به چه بس زیبا کشید گفتمش ترسیم کن تصویری از روی حسین(ع) ..... گفت این یک را بباید خالق یکتا کشید
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386ساعت 12:22 توسط فاطمه |
|
|
در محرم سینه ها غرق ملالی دیگر است هرچه داریم از شیر زن کربلا داریم ما پس بیاید جان و دل را عاشورایی کنیم در عزای عزیز زهرا(س) سوگواری کنیم |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه نوزدهم دی 1386ساعت 13:11 توسط فاطمه |
|
|
بار الها! در پيشگاه تو ايستاده ام و دستهايم را به سوي تو بلند كرده ام. آگاهم كه در بندگي ات كوتاهي نموده و در فرمانبرداري ات سستي كرده ام. اگر راه حيا را مي پيمودم از خواستن و دعا كردن مي ترسيدم ولي... آنگاه كه شنيدم گناهكاران را به درگاهت فرامي خواني و آنان را به بخشش نيكو و ثواب وعده مي دهي. براي پيروي ندايت آمده ام و به مهرباني هاي مهربانترين مهربانان پناه آورده ام.
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سیزدهم دی 1386ساعت 10:29 توسط فاطمه |
|
|
پروردگارا! و باغ احساسمان با نیلوفر ان منابر شکوفا می شود و نیایش سبز بیداری ما را به سوی تو فرا می خواند و تمام لحظه هایمان از همه چیز و همه کس تهی می گردد تا تنها از آن تو باشیم پس هیچ گاه لحظه های آسمانی اذان را از ما مگیر . حسرت نخورم ومردني عطا کن که بر بيهودگي اش سوگوار نباشم
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سوم دی 1386ساعت 19:35 توسط فاطمه |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
وای چه خسته می کند
تنگی این قفس مرا |
|
RSS
|