![]() |
![]() |
|
|
بر تمام لحظه های بی بهار
|
|
+ نوشته شده در
شنبه سی و یکم فروردین 1387ساعت 17:46 توسط فاطمه |
|
|
خداوندا! چه عزتي از اين بالاتر كه من بنده تو هستم تو دوست ميداري.
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387ساعت 17:42 توسط فاطمه |
|
|
لحظات شادی ، خدارا ستایش کن. لحظات سختی ، خدا را جستجو کن. لحظات آرامش ،خدا را مناجات کن. لحظات درد آور ،به خدا اعتماد کن. ودر تمام لحظات ،خدا را شکر کن. |
|
+ نوشته شده در
شنبه هفدهم فروردین 1387ساعت 22:5 توسط فاطمه |
|
|
کودکی ها آسمانی داشتم آسمان بی کرانی داشتم خانه ای در سرزمین آفتاب دوستان مهربانی داشتم هر شب از خانه به بام کهکشان از ستاره نردبانی داشتم زیر سقف ساده و سبز بهار گرم و روشن آشیانی داشتم در دلم وقتی که باران می گرفت گنبد رنگین کمانی داشتم کوچه تا پر می شد از آهنگ کوچ از پرستو کاروانی داشتم کودکی ها چون کبوتر پر زدند کاش از آنها نشانی داشتم
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه چهارم فروردین 1387ساعت 15:46 توسط فاطمه |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
وای چه خسته می کند
تنگی این قفس مرا |
|
RSS
|