![]() |
![]() |
|
|
اي هميشه جاری! ای بهار کوتاه! ای ترنم باران وحی! در شکوه مقام تو حيرانم که معنويت رشتههای چادرت دست نياز میآويزد و معرفت به غبار آستان خانهات بوسه ميزند. برهوت اين دنيای خاکی شايان ميزبانی چشمه سار هميشه جاری تو را نداشت. تو که در آيينه زخمها و داغها و در هجران پدر غريبانه زيستی و در وداع شبانهات با پهلويی شکسته، خانه گلين را به اميد آغوش بهشتی پدر ترک گفتی...
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387ساعت 19:1 توسط فاطمه |
|
|
خدايا مرا قلبی ببخش
كه برای ديگران بتپد
با اشك ديگران اشك بريزد
از شادی ديگران شاد شود
و رنج ديگران را رنج خود بداند.
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1387ساعت 18:35 توسط فاطمه |
|
|
ای عزیزترین ها در نزد خداوند زمانی که سرود آمدنت بر لب فرشتگان زمزمه شد شاید به جای شادی غمی در دلشان پدید آمد چرا که محبوبترین افراد در نزد خدا به زمینی هبوط می کند که در آن ظرفیت پذیرش ای گوهر گرانبها را ندارد نمی دانم رازش را فقط خدا می داند فقط می توانم بگویم : میلادت مبارک ای اسطوره صبر و نجابت
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387ساعت 14:38 توسط فاطمه |
|
|
زگورستان گذر کردم صباحی شنیدم ناله و افغان و آهی شنیدم کله ای با خاک می گفت که این دنیا نمی ارزد به کاهی |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1387ساعت 21:40 توسط فاطمه |
|
|
اگر کار به گفتار است، بر سر گویندگان ،تاجم. و اگر به کردار است ، به کلمه گفتن محتاجم. الهی! آن را که تو خواهی، آب در جوی روان است. و آن را که تو نخواهی، چه درمان است. الهی! تا مهر تو پیدا گشت، همه مهرها جفا گشت! و تا بِرّ تو پیدا گشت، همه جفاها وفا گشت! الهی! جوی تو روان و مرا تشنگی تا کی؟ این چه تشنگی است؟ و قدح ها می بینم پیاپی
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 19:26 توسط فاطمه |
|
|
همه ما مي توانيم در جاده زندگي يك رهگذر باشيم . رهگذر كوله باري به همراه دارد كه قرار است با تجربه هايي كه در مسير به دست مي آورد آن را پر كند او خود را اسير لحظه ها نمي كند . او در هر لحظه از زمان به اندازه اي تامل مي كند كه كوله بار تجربه اش را سنگين تر مي كند. او براي چيزهايي كه در گذشته از دست داده است افسوس نمي خورد و نگران نيست كه در آينده چيزي را از دست بدهد پس آرام عبور مي كند . براي او مهم رهگذر بودن است . او هرگز فراموش نمي كند كه : يك رهگذر است و بايد رهگذربماند. |
|
+ نوشته شده در
جمعه ششم اردیبهشت 1387ساعت 18:24 توسط فاطمه |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
وای چه خسته می کند
تنگی این قفس مرا |
|
RSS
|