![]() |
![]() |
|
|
دلم میخواهد زندگی را از زاویه ای دیگر ببینم.
دوست دارم نگاه هندسی به زندگی داشته باشم و محیط پیرامون خود را با دیدی نو محاسبه کنم.
دلم میخواهد مساحت عمرم را بسنجم و به شخصیتم شکل مناسبی بدهم.
میتوانم زندگی را مربعی فرض کنم که اضلاع آن را ایمان٫ هدف ٫امید وعشق تشکیل داده اند
یا مثلثی که زاویه های آن ایمان ٫ علم و انسانیت باشد.
میتوانم مرکز دایره حیاتم را انتخابهای خوب قرار دهم.
چرا سطحی بیندیشم ؟
وقتی دوست دارم به افکار و زندگیم عمق دهم و میتوانم حجم معنویتم را افزون سازم.
من میتوانم از نقطه های خط عمرم خطی مستقیم در جهت خوبی و مهربانی ترسیم کنم.
من دلم میخواهد زندگیم بر قاعده پاکی استوار باشد.به موازات حق پیش بروم
و زاویه دیدم باز باشد.
وقتی این قدر توانایی دارم چرا شکل غیر منتظم باشم
و از میان خطوط / خط های شکسته و منحنی را برگزینم؟!!
من میتوانم منشوری باشم شفاف که از هر سو جلوه ای خاص دارد.
منشوری که نور را به راحتی تجزیه میکند
و فضا را با رنگهای دلپذیر و جذاب محبت-امید-ایمان و عرفان می آراید .
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و یکم تیر 1388ساعت 18:11 توسط فاطمه |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
وای چه خسته می کند
تنگی این قفس مرا |
|
RSS
|